ببخش مادرم...


مادرم مرا ببخش...


درد بدنم بهانه بود!!!


کسی رهایم کرده...


که صدای بلند گریه هایم


اشکهایت را دراورد...

رفت....

رفت...!!

به سلامت...!!!!!!!!!!


منکه خدا نیسم بگویم صدبار اگر توبه

شکستی باز آی...


آنکه رفت به حرمت آنچه باخود برد

حق بازگشت ندارد...


رفتنت مردانه نبود!!!


حداقل مرد باش برنگرد....


خط زدن من پایان من نیست....


آغاز بی لیاقتیه توست...!!!!!

 مرگ...

پادشاهی در یک شب سرد زمستانی

در کاخ به یکی از نگهبانان برخورد گفت

سردت نیست؟؟؟؟ 

نگهبان گفت عادت دام

پادشاه گفت میگویم برایت لباس گرم بیاورند

شاه فراموش کرد صبح جنازه نگهبان را پیدا کردند

که روی دیوار قصر نوشته بود

من سالها به سرما عادت داشتم

وعده لباس گرمت مرا از پا دراورد...!!!

دست بکش...


اگه بهش زنگ میزنی رد میکنه...


اگه بهش میگی دوست دارم و اون فقط لبخند میزنه...


اگه شبا بدون شب بخیر گفتنت خوابش میبره...


اینا ینی تاریخ انقضای تو تو دلش تموم شده...


این یه قانونه!!!!



با قانون آدما نجنگ غرورت له میشه!!!!

بیخیال...

بی خیال است...
 
خیلی بی خیال!!!




همان کسی که تمام خیال من است....!!!

تو سکوت میکنی و فریاد زمانم را نمیشنوی!



یک روز...


من سکوت خواهم کرد...


و تو ان روز....



برای اولین بار مفهوم (دیر شدن ) را خواهی ف


همید!!!!



گت گولوم...

گت گولوم گت منه سن جان اولاسان ایستمیرم


عشولی سوگیلی جانان اولاسان ایستمیرم


بیرده گوز یاشی توکوب کویینه گلمم گوزلیم


گوروب احوالیمی خندان اولاسان ایستمیرم


بی وفالیقدا بوتون عالمه مشهور اولدون


سن اگر حوریه قیلمان اولاسان ایستمیرم


وورموسان سینه مه مین یاره کیفایت می منه


بو سینیق کونلومه درمان اولاسان ایستمیرم


بی وفاسان دییلم راضی اولندن سونرا


قبریم اوستونده نگهبان اولاسان ایستمیرم


پیس گونومده منی سالدون نظروندن گتدون


یاخشی گونده منه میهمان اولاسان ایستمیرم


سوگیلیم قدریمی هچ بیلمدون اینجیتدون منی


اله کی اولسم پشیمان اولاسان ایستمیرم...


تحمل...

آدم چه صبورانه بعضی دردهارا تحمل میکند

 

بی آنکه بداند حق است یا ستم...

عجیب است...

با موجودات عجیبی زندگی


میکنیم!!!موجوداتی که

 


تنها با بی محلی آدم میشوند!!!

تنهایی...

هرچه بیشتر احساس تنهایی


کنی

 

احتمال شروع یک رابطه احمقانه

 

بیشتر است!!!

ترس...

نعره هیچ شیری خانه های چوبی

 

 را خراب نمیکند...

 

 

من از سکوت موریانه میترسم!!

بازنده...

هر وقت دیدی که حریفت داره برنده میشه

 

لبخند بزن!!!

 

تا به بردش شک کنه...

اعتماد...

هیچگاه به واژه ها اعتماد نکن اولین حرف الفبا سرش کلاه


رفته!!!!

کفر....

خدایا!!!


اگر روزی از عرشت به زیر آیی ولباس فقر بپوشی و برای لقمه نانی


غرورت را به پای نامردان بشکنی به زمین و آسمان کفر میگویی...


نمیگویی!!!!


اگر در ظهر گرماگیر تابستان تن خود را به سایه دیوار بسپاری و قدری


آن طرفتر کاخ های مرمرین بینی زمین و آسمان را کفر میگویی...


نمیگوئئ!!!


خدایا ...خالقا... بس کن  جنایت را...ظلمت را...


تو خود سلطان تبعیضی ...تو خود یک فتنه انگیزی...


اگر در روز خلقت مست نمیکردی


یکی را هم چو من بدبخت...یکی را بی دلیل آقا نمیکردی  جهانی را


چنین غوغا نمیکردی!!!


خدایا... خالقا بس کن جنایت را!!!!!!!!

خودکشی...

آدم یک جایی میرسد که دست به خودکشی میزند


نه اینکه یک تیغ برذارد و رگش را بزند...


نه


قید احساسش را میزند!!!!!

باید رفت....

کوچ پرنده به من آموخت هوای رابطه که سرد


شد



باید رفت!!!!!!!!!!!!!!

تنها....

دلت که پیش من باشد تنت در آغوش دیگری


هزار خطبه که بخوانند باز هم


هرزگیست!!!!!

سکوت...

سکوت کن احساست را که هیچکس محرم نیست!!!!

خدایا...

خدایا!!!!!!


تورا عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم....


تورا بخشنده پنداشتم و گناهگار شدم....



تورا وفادار دیدم و هر کجا که رفتم برگشتم...



تورا گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم...



تومرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟؟

بدتر از سراب....

 اگر امشب هم از حوالیه دلم گذشتی آهسته رد شو غم را با هزار بدبختی


خوابانده ام...

می آیی ..عاشق میکنی.. محو میشوی.. تا فراموشت کنم 


دوباره می آیی تازه میکنی خاطراتت را باز هم محو میشوی....


براستی که سراب از تو باثبات تر است!!!!

پر از خالی

این روزها جای تو را با عروسکی پر میکنم که همانند توست



مرا دوست ندارد


احساس ندارد


اما هرچه هست


دل شکستن بلد نیست!!!!!

چارلی چاپلین...

نصیحت چارلی چاپلین به دخترش:


دخترکم: بعد از هم آغوشی عشق را نسنج.


هیچ مردی در رختخواب بد اخلاق نیست!!!

صدایم کن....

امروز با همه دنیا قهرم...


اما...


تو صدایم کن


برمیگردم!!!!

تنهایی...

هر بار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم...

ترس من از گم شدن نیست

از گرفتن دستی است که بی بهانه رهایم کند....

دوره ارزانیست...

چه کسی میگوید :که گرانی شده است؟

دوره ارزانیست!

دل ربودن ارزان! دل شکستن ارزان!

دوستیها ارزان! دشمنیها ارزان!

و شرافت ارزان! تن عریان ارزان!

آبرو قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزانتر!!

قیمت عشق چقد کم شده است!!!!!!!!!!!

 کمتر از آب روان

وچه تخفیف بزرگی خورده

قیمت هر انسان!!!


زمینم....

زمینم....

خوب میدانم که اینجا جمعه بازار است...

و دیدم عشق را در بسته های زردو کوچک نسیه میدادند...

در اینجا قدر نشناسند مردم!!!

شعر حافظ را به فال کولیان اندازه میگیرند...

نیا باران!!!

زمین جای قشنگی نیست...

.....

دیروز که فریاد زدی دوستت دارم

گفتم نمیشنوم...

و امروز که به آرامی گفتی

دوستت ندارم...

گفتم هییییس

چرا داد میزنی!!!!!

دنیای جهنمی...

ما نسل بوسه های خیابانی هستیم...نسل خوابیدن با اس ام اس

و درد دل با غریبه مجازی...

نسل جمله های کوروش و دکتر شریعتی.. نسل کادوهای یواشکی...

نسل ترس از رقص و نور ماشین پلیس...

نسل سوخته!! نسل من نسل تو....

یادمان باشد هنگامی که به جهنم رفتیم بین عذاب هایمان بگوییم...

یادش به خیر دنیای ما هم همینطور بود!!!

درد دل.....

خدایا!

گر تو درد عاشقی را میکشیدی...

تو هم زهر جدایی را به تلخی میکشیدی....

اگر چون من به مرگ آرزویت میرسیدی...

پشیمان میشدی از اینکه عشق را آفریدی...

خداوندا!

بگو هرگز سفر کردی؟؟؟

سفر با سختی و خون و جگر کردی؟؟؟

کسی را بدرقه با چشم تر کردی؟؟؟

نکردی!!

بارالاها

با کدامین تجربه بر ما نظر کردی؟؟؟ 

شاید!!!!

شاید تقصیر ما نیست که گاهی نمیتوانیم روی حرفهایمان

... وعده هایمان... و احساساتمان بمانیم

چرا که ما بر روی زمینی زندگی میکنیم

 که روزی یکبار خودش را دور میزند.....!!