نامه دوباره...

 
نامه دوباره

بازم سلام نازنینم دلبر قصه های من

شاهزاده قصر سفید شاه ماهیه دریای من

فکر کردی که با رفتنت دیگه برات شعر نمیگم

فکر کردی تنهام بذاری من بی خیال تو میشم

نه ماه من این فکرارو هیچوقت نکن

این که به یادت نباشم حتی خیالشم نکن

درسته که دوری ازم اما دلت پیش منه

عشق تو هرجا که باشی همیشه تو خیالمه

دلم برات تنگ شده و نمیدونم چیکار کنم

همش بهونه میگیره باهاش چجوری تا کنم

میدونی مجنون شدی و منم شدم لیلیه تو

هرجا که میخوای میکشی این دل بیچاررو تو

یادت همیشه قلبمو ازتپش اروم میکنه

شنیدن صدای تو دنیامو ویرون میکنه

چندساله که چشای من منتظرن به راه تو

پس کی باید تموم بشه فاصله بین منو تو

نفسام دیگه سنگین شده چشام دیگه سو نداره

بدون تو هم نفسم هیچ چیزی معنا نداره....



گله دارم...

گله دارم...



گله دارم بیوفا هم از خودت هم روزگار


راحت میگم تا بدونی هم خسته ام هم بیقرار



یه روزی عاشقت بودم هم عهدو پیمونت بودم


تا دنیا بود توام بودی چشم انتظار تو بودم


درسته ازارت دادم قبول دارم بیرحم بودم


خودت بگو مثل خودت برات یه بیوفا بودم؟؟؟


قلبمو پاره پاره و غرورمو شکستی


چی بگم از وفا که یه ذره هم نداشتی


همیشه فکر میکردم هم پای  من میمونی


تو شادی و تو غمها شریک من میمونی


هیچوقتی فکر نکردم شاید که بیوفا شی


شاید توهم مثل همه ببری و جدا بشی


این دنیای بیوفا به هیچکسی وفا نکرد


عشق منم ازم گرفت اره بهم پشت کردو رفت....


ببخش منو...

ببخش منو...



ببخش منو نازنینم ببخش که عاشقت شدم


ببخش اگه این همه من وابسته چشات شدم


ببخش منو دلبرکم اگر که من دوست دارم


چیکار کنم بهترینم جز عشقت عشقی ندارم


ببخش اگه هرجا میگم دیوونه نگات شدم


ببخش اگه یه عمریه هرجا بودم فدات شدم


ببخش منو نازنینم عشق توهمتا نداره


بدون ناز اون نگات زندگی معنا نداره


ببخش اگه فقط خودت معنای زندگیم بودی


شرمنده ام چطور بگم دارو ندارمم بودی


ببخش منو دلبرکم وقت ودامون رسیده


ببخش باید جدا بشیم موقع رفتن رسیده


با اینکه من عاشقتم اما باید جدا بشم


باید برم یه جای دور عشقتو بی خیال بشم..






ارزوی محال...

ارزوی محال...



ارزو دارم یه روز هم نفسو یارم بشی


همدم خستگیام همدرد هر دردم بشی


ارزو دارم شبا ستاره شم تو اسمون


تا که چشمام شاهد یه نیم نگاه تو بشن


آرزو دارم که من یه خط باشم تو هر ورق


لااقل جمله هاتو رومن تو نقاشی کنی


آرزو دارم جایی تو زندگیت داشته باشم


تا که با یه شوقی من چشم انتظار تو باشم


ارزو دارم خدا قلبتو سنگش بکنه


تا دلت در خونشو رو هیجکسی وا نکنه


ارزو دارم چشات ابری شه و هی بباره


میدونم حال زار چشای من رو نداره


ارزو دارم کسی نیاد تو اسمون تو


تا بشم یه تک ستاره واسه هر شبای تو


ارزو دارم خدا تو رو قسمتم کنه


تورو مرد زندگیم حاکم این دلم کنه...

کاش میدانستی که دلم همچویک شیشه بشکسته 


هزاران تکست


که درون هر تکه خاطرات عشق نافرجامیست


من از عشق بیزارو تومیخواهی که عاشق باشم


این چه دردیست خدایا این چه بد اقبالیست...

اتش عشق من...

اتش عشق من....



هستی و دارو ندارم گوش میدی به حال زارم


تاکه من قصه یه دوست داشتنو توی خاطرت بیارم


بگم از اون روزایی که حسرت نگاتو داشتم


عشقتو حتی یه لحظه خارج از دلم نذاشتم


بگم از لحظه هایی که واست منتظر میموندم


برای دیدنت عشقم لحظه هارو میشمردم


گذر ثانیه ها بی تو معنایی ندشت


غیرتو هیچ چیز دیگه ای برام حالی نداشت


تو برام همه کسو هم نفسو یارم شدی



تو دلیل زندگیم عشق همیشگیم شدی


 

ندیدن و نداشتنت بزرگترین غمه واسم


اینکه بخوای ولم کنی یه جورایی مرگه واسم


تحملش سخته ولی میدونم ازیادت میرم


ترجیح میدم قبل ازخودت خودم بذارمو برم


بهم محبت میکنی اما فقط مثل یه دوست


دلم میخواست برات باشم مثل یه عشق نه اینکه دوست


نازنینم میسبارمت دست خدای مهربون


خودش موظبت باشه تو هرکوی و توهر نشون


تا اینجا عاشقت بودم تا اخرش هم میمونم


دلیل سردبودناتو توهم نگی خوب میدونم


دلم نمیاد که برم ناچارم که بهت بگم


خداحافظ نازنینم خداحافظ بهترینم....