اتش عشق من...
هستی و دارو ندارم گوش میدی به حال زارم
تاکه من قصه یه دوست داشتنو توی خاطرت بیارم
بگم از اون روزایی که حسرت نگاتو داشتم
عشقتو حتی یه لحظه خارج از دلم نذاشتم
بگم از لحظه هایی که واست منتظر میموندم
برای دیدنت عشقم لحظه هارو میشمردم
گذر ثانیه ها بی تو معنایی ندشت
غیرتو هیچ چیز دیگه ای برام حالی نداشت
تو برام همه کسو هم نفسو یارم شدی
تو دلیل زندگیم عشق همیشگیم شدی
ندیدن و نداشتنت بزرگترین غمه واسم
اینکه بخوای ولم کنی یه جورایی مرگه واسم
تحملش سخته ولی میدونم ازیادت میرم
ترجیح میدم قبل ازخودت خودم بذارمو برم
بهم محبت میکنی اما فقط مثل یه دوست
دلم میخواست برات باشم مثل یه عشق نه اینکه دوست
نازنینم میسبارمت دست خدای مهربون
خودش موظبت باشه تو هرکوی و توهر نشون
تا اینجا عاشقت بودم تا اخرش هم میمونم
دلیل سردبودناتو توهم نگی خوب میدونم
دلم نمیاد که برم ناچارم که بهت بگم
خداحافظ نازنینم خداحافظ بهترینم....
سلام نوشته های این وب حاصل تنهاییامه و باقیه مطالبو از روی علاقه براتون گذاشتم. مرسی که یه سری به خلوتگام میزنین تو دلتنگیام سهیم میشین