قدم میزنم در خیالم........


بودنت را هزاران بار مرور میکنم!!!!!


آمدنت را.......ماندنت را..........


و رفتنت را!!!!!!!!!!


گاهی وجودم چون غروب جمعه دل گیر است!


آنقدر ک اطرافیانم کلافه میشوند...


گاهی آنقدر در لاک تنهاییم میمانم ک


گذر ثانیه ها....دقیقه ها...ساعتها


هم مرا ب خود نمی آورد!!!


هرچه فکر میکنم جوابی برای کارهایت ندارم!!


شکایت؟؟؟


نه نمیکنم...........


بعضی ها نباید باشند...


بودنشان همه جا را ب گند میکشد


مانند تو ک بو دنت همه زندگیم را ب گند کشید!!!!