توهم.!!!!!!!!!!!!
چشم آبی توهم؟؟؟؟
تودیگرچرا؟؟؟
چقد پوچ بود خیالاتم ک گمان میکردم
تکیه گاهم شده ای!!!!!!!!
چطورمقایسه ات کنم با دیگری؟؟؟
چطور انتخاب کنم کس دیگر را؟؟؟
چقدرخوب ک تو میتوانی!!!!!
کاش میدانستی تمام این ""من""
با وجود تو ""ما"" شده!!!!
کاش کربودم لحظه ای ک گفتی خواهشی دارم
کمی دیرتر برو!!!!!!!
تمام تنم یخ بست........
پس بالاخره باید بروم!!!!!!!!!
فقط کمی دیر؟؟؟؟
کاش مانندتو بودم ...
اما"" تو"" بودن سخت است
باید سنگ باشم...
بتوانم مقایسه ای کنم با دیگری
اگر خوبتربود اورا انتخاب کنم!!!
حتی خیالش هم برایم سنگین است
هرگز......من نمی توانم ""تو "" باشم
من ""منم"" منی ک تورا ارجع دانست
به پول ....کار.....ماشین....
منی ک حاضربود قسمت راهم شکست دهد برایت
منی ک باتو در رویایش زندگی ساخته بود!!
منی ک ""من "" بودنش را گرفتی!!!
چشم آبیه من گل گندمت خشک شد.........
نبودنت از بت بودن تو برای من چیزی
کم نمیکند!!!!!!!!!
هنوز هم چون بت میپرستمت..........
سلام نوشته های این وب حاصل تنهاییامه و باقیه مطالبو از روی علاقه براتون گذاشتم. مرسی که یه سری به خلوتگام میزنین تو دلتنگیام سهیم میشین