تیکیه کن...
به من تکیه کن
من تمام هستیم را دامنی میکنم
تا تو سرت را بر ان بنهی !تمام روحم
را آغوشی میسازم تا تو در آن از هراس بیاسایی
تمام نیرویی که در دوستداشتن دارم دستی میکنم تا چهره
ات را نوازش کند
تمام بودن خود را زانویی میکنم
تا بر آن به خواب روی!!! خودرا
تمام خود را به تو میسپارم
تا هرچه میخواهی از آن بیاشامی از آن برگیری
هرچه بخواهی از آن بسازی
هرگونه بخواهی باشم!!! از
این لحظه مرا داشته باش...
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۴/۱۴ ساعت توسط negar
|
سلام نوشته های این وب حاصل تنهاییامه و باقیه مطالبو از روی علاقه براتون گذاشتم. مرسی که یه سری به خلوتگام میزنین تو دلتنگیام سهیم میشین