Nothing..Just..I (&) U


Nothing..Just..I (&) U

FellinG aRe ImpOrTanT

اگه قرا بود برام یه آرزویی بکنی


چه آرزویی میکردی؟؟؟

♥ پنجشنبه 1390/12/25 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥

پس تو هم بلد بودی دلیل گریه شوی؟؟؟


تو هم تبحر شکتن داشتی؟؟؟


نمیدانستم........


چ حالی داشتی امروز ملتمسانه برای بودنت


ماندنت


نرفتنت گریه میکردم؟؟؟؟


خوشحال بودی؟؟؟


هه...........


چطور میتوانی اینگونه باشی؟؟


چقدر احمق بودم گمان میکردم دوستم داری


باورت کردم


دنیایم شدی


چرا؟؟؟


بدون من اینگونه سخت بود؟؟؟


با دروغ؟؟؟


دوستت داشتم.....


چقدر شکستی مرا


وجودم را


شخصیتم را


به چه دلیل؟؟؟


نمیبخشمت..............

♥ جمعه 1392/07/19 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥
داغ میگذارم بر دلی که


بی هوا عاشقی کند...................

♥ جمعه 1392/07/19 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥

 سکوت میکنم دیگر تمام احساسم را


مخاطب خاصم بودی یادت می آید؟؟؟


گل گندمت بودم.......


دلت برایم تند تند تنگ میشد!!!!!!!!!


گفتم تو هم تنهایم میگذلری


باورت شد؟؟؟؟


باورت شد تو هم مانند دیگران بودی؟؟


توهم خیانت میکردی؟؟؟


توهم شکستن را از بر بودی؟؟؟


باورت شد!!!!!!!!


از مقایسه ام لجت میگرفت!!!


به دلت چه میگویی؟؟؟


به زبانی ک ابراز علاقه میکردی


به چشمانی ک معصومانه نگاهم میکرد


ب دستانی ک لمسم میکرد.......


چه میگویی؟؟؟


2روز پیش عاشقم بودی ...


حال غریبه ای !!!


حسرت بر دلم گذاشتی مخاطب خاص من....


همینجا اولین بار برات نوشتم دوستت دارم


اینبار چه بنویسم؟؟؟


به خدا میسپارمت؟؟؟


مواظب خودت باش؟؟؟


فراموشم نکن؟؟؟


چه بگویم؟؟


به یکباره چه شد ؟؟


من همان دخترم  همان دختری


ک گفتی آرزوی داشتنت را داشتم


انقدر زود دلت را زدم؟؟؟


چه میخواستی که نداشتم؟؟؟


نبودم؟؟؟


نکردم؟؟


تنها به اندازه هوس مهم بودم برایت؟؟؟؟؟؟


وای بر تو.......





♥ جمعه 1392/07/19 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥

چقد زیبا میرقصیدند ....


نگاه عاشقانه داماد به عروسش


روزی تو هم با من چنین رویایی داشتی!!!


لباس عروس بر تنم میپوشاندی


برایم آهنگ میزدی


با من میرقصیدی!!!!


مرا خانومم میخواندی.....


جانم از زبانت نمی افتاد!!!


چقدر برایم حسرت است دیدن


عروس و داماد.....


چقد رویا میبافتیم.....


زندگیمان یادت می آید قرار بود


چگونه باشد؟؟؟


دیگر به که چنین قولهایی داده ای؟؟؟


یعنی او هم مانند من  با


دیدن لباس عروس غصه دارمیشود؟؟؟


یادت است شبها بدون شنیدن صدایم


خوابت نمیبرد؟؟


صبح ها خودت بیدارم میکردی؟؟


چه شد؟؟؟


آن هم به یکباره!!!!


من عوض شدم یا دنیای تو؟؟؟


چندسال این حسرت لعنتی قرار است


 داغونم کند؟؟؟


چندسال...................











♥ چهارشنبه 1392/07/10 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥


گذشت......خاطراتم باتو!!!!!


گذشت........خنده هایم باتو!!!


گذشت.....آن همه از خود گذشتگی


روزی گرفتن دستانم آرزویت بود


چه ساده گذشت!!!


چه ساده گذشت....انتظارهایت برای دیدنم


ساعتها تماسهایت برای شنیدن صدایم!!!


روزهای خوبم چ ساده گذشت....


ارزان نبود ماندنت....


ماه ها صبر کردی!!!!


چه ساده ارزان رفتی!!!


به چه قیمتی آتش زدی بودنم ر؟؟؟


پاکیم را!!!


خواستنم را!!!


ماندنم را!!!


وفایم را!!!


به چه قیمتی؟؟؟


گذشت ....به قیمت دخترانگیم گذشت


به قمت پاکیم گذشت...


به قیمت تمام این "من" بودنم گذشت!!!


گذشت...................................



♥ دوشنبه 1392/07/08 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥


قدم میزنم در خیالم........


بودنت را هزاران بار مرور میکنم!!!!!


آمدنت را.......ماندنت را..........


و رفتنت را!!!!!!!!!!


گاهی وجودم چون غروب جمعه دل گیر است!


آنقدر ک اطرافیانم کلافه میشوند...


گاهی آنقدر در لاک تنهاییم میمانم ک


گذر ثانیه ها....دقیقه ها...ساعتها


هم مرا ب خود نمی آورد!!!


هرچه فکر میکنم جوابی برای کارهایت ندارم!!


شکایت؟؟؟


نه نمیکنم...........


بعضی ها نباید باشند...


بودنشان همه جا را ب گند میکشد


مانند تو ک بو دنت همه زندگیم را ب گند کشید!!!!



♥ جمعه 1392/07/05 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥

زخمم کهنه است اما...


چرابازهم باهرخاطره ای میشکنم؟؟؟؟


میگویند گذرزمان درستت میکند!!


خنده دار است !!!!


گذر زمان دارد نابودم میکند!



یکبار فقط یکبار ...


باورت کردم!!!!


چه شد؟؟؟


هنوزهم دستانم یخ میکند


مانند عشقت!!!!


چ ساده یخ کرد


چشمان آن غریبه ...


معصوم تراز عمق نگاهم بود؟؟؟


ک دنیایم راچنین


قربانیه هوست کردی!!!!



♥ سه شنبه 1392/07/02 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥


شب است ...


باز هم بیدای!!!


دل تنگی!!!


تنهایی!!!


تمام یادگاریهایت!!!!!!!!


هه................


اینها با وفاترند...


زبان نداشته باشند


شرافت ک دارند!!!!


نمک نشناس نیستند


خیانت نمیکنند!!!!!!!!!!!!


چقدر دلم میخواست یادگاریهایت


را دور بریزم..........


از این یادگیریت ب چندین نفر داده ای؟؟؟


چندنفر مانند من تباه شدند؟؟؟


چندنفرمانند من  دعای نمازشان


نفرین توست؟؟


میگویند تلافی میشود


چوب خدا صدا ندارد!!!


قبول گیریم تلافی شود....


چه چیز ب من باز میگردد؟؟؟؟


خنده هایم؟؟؟


شیطنتم؟؟؟


افکار پاکم؟؟؟


کدامش؟؟؟


عشقت برایم گران تمام شد...........


من با زندگیم تاوان دادم!!!!!!!!!!!



♥ سه شنبه 1392/07/02 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥


درک نمیکند دلتنگیهایم را!!!!


وسعت تنهایی هایم را...


درک نمیکند بی کس شدنم را!!!!!


نیاز ب داشتن هم نفسم را...


درک نمیکند عمق چشمان خسته ام را!!!


درک نمیکند دل شکسته ام را....


همراه زورکی ام تا به کی تظاهر ؟؟


خسته شو دیگر توانی در برم نیست!!!!



♥ سه شنبه 1392/07/02 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥


هنوز همانم ..............


رفتنت چیزی از"" من"" بودنم کم نکرد....


هنوز هم همان عادتهای گذشته را دارم...


هنوز راه میروم!!!!


حرف میزنم!!!!!


غذا میخورم!!!


نفس میکشم!!!


لبخندم؟؟؟؟


میپرسی لبخندت چه شد؟؟؟


هه!!!!!!!!!!


صبر نکردی بگویم.........


تنها تغییرم همان است..........لبخندم


محو شد از لبهایم!!!!


وسالهاست منتظر بازگشتش پیرم کرد


این خنده لعنتی


دیگر بازنمیگردد.......!!!!!!!!!!!




♥ دوشنبه 1392/07/01 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥
دلم تنگ روزهاییست


ک بزرگترین قهرم......قهربا  برادرم بود


قهری ک فقط نیم ساعت طول میکشید!!!!!!!


بزرگترین دلتنگیم برای عروسکهایم بود!!!!


ناز میکرم و ناز میکردم !!!


میدانستم خریدارش ستون تمام خانه هاست.....


چقدرنازهایم خریدار داشت!!!


تنها گریه ام زمانی بود ک مادرم عصبانی


از اشتباهم سرم داد میکشید!!!


درد آدم بزرگها برایم غریبه بود......


عشق برایم یک معنی داشت ..........


آغوش پدر!!!!!!


معنای شکستن را نمیدانستم!!!!!


تصورمیکردم وابستگی فقط ب عروسکهاست!!!


دنیایم تمیزبود ......آلودگی نداشت


کسی دیگری را نمیرنجاند........


غصه دار نمیکرد........


دوراز هر دردی فقط میخندیدم


میخندیدم


میخندیدم........



چ دنیایی بود!!!!!


دنیای کودکی!!!!!!!!!





♥ یکشنبه 1392/06/31 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥

حوصله لبهای ناآشنا را ندارم


دیگر هیچ مزه ای دلچسب


نخواهد بود!!!!


چرا ک من.......


تمام حس چشاییم را


روی لبانش جا گذاشته ام!!!!!!

♥ جمعه 1392/06/29 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥

تلخیه دوریت را ب دل میکشم........


روی خیالت اشک میریزم...........


هیچوقت خبال نکن تورا فراموش میکنم!!


مگر روزی ک کوچ ب سوی خاک کنم.......

♥ جمعه 1392/06/29 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥

چشم آبی توهم؟؟؟؟


تودیگرچرا؟؟؟


چقد پوچ بود خیالاتم ک گمان میکردم


تکیه گاهم شده ای!!!!!!!!


چطورمقایسه ات کنم با دیگری؟؟؟


چطور انتخاب کنم کس دیگر را؟؟؟


چقدرخوب ک تو میتوانی!!!!!



کاش میدانستی تمام این ""من""


با وجود تو ""ما"" شده!!!!


کاش کربودم لحظه ای ک گفتی خواهشی دارم


کمی دیرتر برو!!!!!!!


تمام تنم یخ بست........


پس بالاخره باید بروم!!!!!!!!!


فقط کمی دیر؟؟؟؟


کاش مانندتو بودم ...


اما"" تو"" بودن سخت است


باید سنگ باشم...


بتوانم مقایسه ای کنم با دیگری


اگر خوبتربود اورا انتخاب کنم!!!


حتی خیالش هم برایم سنگین است


هرگز......من نمی توانم ""تو "" باشم


من ""منم"" منی ک تورا ارجع دانست


به پول ....کار.....ماشین....


منی ک حاضربود قسمت راهم شکست دهد برایت


منی ک باتو در رویایش زندگی ساخته بود!!


منی ک ""من "" بودنش را گرفتی!!!


چشم آبیه من گل گندمت خشک شد.........


نبودنت از بت بودن تو برای من چیزی


کم نمیکند!!!!!!!!!


هنوز هم چون بت میپرستمت..........





♥ جمعه 1392/06/29 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥

یاد دارم میگفتی بودن با من لیاقت میخواست ک


تو نداشتی!!!


 

اشتباه نکن چرا ک جنس ارزان لیاقت نمیخواهد......



♥ جمعه 1392/06/29 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥

من مینویسم تو بخوان!!!!!


نمیدانم چ حکمتیست وقتی درد داری قلم در دستت


راحتتر میچرخد!!!


گفتم درد!!!!!!


راستی توهم درد داری چون من؟؟؟؟


تو هم شبها ب زور قرص میخوابی؟؟؟


خوابهای آشفته ای چون من تو هم داری؟؟؟


از کدامش؟؟ از کجایش؟؟؟ برایت بگویم!!!1


از قرصهای آرامبخش ک برایم ب یادگار کذاشتی........


یا از درد قلبم؟؟ ک اگر روزی تیر نکشد تعجب دارم.........


از گریه های بی وقفه ام..........


شب زنده داریهایم..............


از کدامش؟؟؟


میترسم بخوانی و شرم کنی!!!!!!!!


هرچند تو با شرم و حیا بیگانه ای!!!!!!!!!


ناخواسته مرا درگیر خواستنت کردی


ودرست زمانی ک لبریز از عشق بودم


ناخواسته تنها شدم!!!!!!!!


ن هنگامیکه عاشقم میکردی و ن وقت رفتنت


دریغ از یک مشورت..............


مگر من یک  طرف این رابطه نبودم؟؟؟؟


مگر...............


هه!!!!!!!!!!


گاهی آنقدرآه میکشم ک هوا هم خسته میشود.......


کجای این کره خاکی هستی باش!!!!!!!!!


مهم نیست برایم.........


چرا ک لایق بودنم نبودی..........







♥ جمعه 1392/06/29 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥

حسینی بودی!!!!


یادم نمی آید یک روزه را هم قضاکرده باشی!!!


در صف حسینی ها سینه زن حسین بودی...


مومن؟؟........نه.........


کجای تو شبیه به مومن است؟؟؟


تو مسلمانی؟؟؟


نماز میخوانی!!!


هه..........


خسته نمیشوی از این نقاب؟؟؟؟


تویی ک دیدن مرا در محرم حرام میدانستی.....


شنیدن صدایم را در رمضان گناه میپنداشتی.........


پس خدارا خوب میشناسی!!!!!!!


تو دیگر چرا؟؟؟


آهای مسلمان....مومن!!!!!!


تویی ک ادعای حسینی بودن داری.....


درقرآنت نیامده ک نباید دلی را بشکنی؟؟؟؟


گناه نکنی؟؟؟؟  باعث ریختن اشکی نشوی؟؟؟؟


دروغ نگویی؟؟؟ تظاهرنکنی؟؟؟


تاکی میخواهی پشت نقابت بمانی؟؟؟


بدیهایت ک یادم می آید شک میکنم ب مسلمان بودنت!!!


تویی ک برای هوسهایت دل میشکنی.....


گناه میکنی و برچسب گناهکاری ب دیگران میزنی.........


تویی ک سقف آرزوهای یکی را برسرش ویران میکنی.....


بنده خدایی را زمین میزنی هلهله راه میدهی......


خوشبختیه دختری را ب سیاهی تبدیل میکنی......


چگونه رو ب  قبله خدا نمازمیگذاری؟؟؟؟


چطور برای خوشبختیه خود دعا میکنی؟؟؟


شرم دارم بگویم انسانی...............!!!!







♥ پنجشنبه 1392/06/28 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥

چ شبهایی ک آغوش مهربانت مادرم


پناه تمام غمهایم بوده.....


چ بغضها ک از چشمان زیبایت


دور ماند مادرم......


بی صدا شکستم تا شکستن تورا نبینم....


باصدای خنده منه غبار گرفته


گویی دوباره متولدمیشوی!!!


چ روزهایی ک دیدن تارهای سپید بین


موهای زیبایت دنیایم را پریشان


میکرد....


چقدر غصه میخوردم وقتی با گریه هایم


غصه دارت میکردم....


غمهایم را ب دوش میکشیدی میشکستی


تا مرا غصه دارنبینی!!!


چگونه جواب دهم مهربانیت را؟؟؟


هر آهی ک میکشیدی دنیایم ویران میشد!!!


چشمانم را خاک پاهایت میکنم مادرم


قدم بگذاربرچشمانم قدمهای تو


برایم خودبهشت است!!!


دستانت را روزی هزاربار میبوسم


تو لایق پرستشی مادرم الهه ی زیبای من


خدا هم لایقت دانسته ک بهشت را ارزانیت


داده!!!!!!


مادربهشتیم دوستتدارم......



♥ پنجشنبه 1392/06/28 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥
تو این شب زنده داریهام نفس باتوست........


دل و روح و تن و جسمم


تمام این" منم" با توست......!!!!!!!!

♥ دوشنبه 1392/06/25 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥

onlar olmak birisi demek!!!


bildirimi dushundum...ben burda tum 



sessizlik var??? ozel seyirci nedemek elidiyor


anlamak.


.....???bir kalp ichin nefesin uzun 


mdthayy toz sonra vurma size kalbimin ve 

alarak


b mdnt rkhm ve o degeri koymak......dashtnt 


dinleyecek zaman oldugu gibi...onlara uzuchu 

bir


yigin oldu?? benim b gunden itibaren bir adim 

geri


ben yanlish bir shekilde soylemek


korkuyorum!...


سکوت میکنم تمام داشته هایم را.....میگویند اینجاکسی


معنای بودن را نمیفهمد!!!!توچه مخاطب خاص من؟؟؟


تو معنای بودنم را میفهمی؟؟؟توبرای نفسهایم تپش های قلبم 


ک بعداز مدتها..مدتهایی ک غبارغم بر رویشان تلنبار بود


ک با آمدنت قلبم مانند ساعت بودنت را ب رخم میکشد


و نفسهایم داشتنت را برایم گوش زدمیکند....ارزشی میگذاری؟؟؟


میترسم از روزی ک باز ب قدم هایم بگویم راه آمده اشتباه است...!!!



♥ دوشنبه 1392/06/25 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥

هنوز منتظرم!!!!!!!!


وسط یک شب تابستانی


ک از شدت تب عرق کرده ام


بیایی...........


بیدارم کنی.......


و بگویی:


چیزی نیست!!!!!!!!


همه را خواب می دیدی....!!!!!!!

♥ یکشنبه 1392/06/24 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥
امشب برایم چ سخت میگذرد.....


انگار سالهاست ک نیستی!!!!


کلافه ام.....


نبودنت دنیایم را ب هم میزند....


شبو روزم را گم میکنم!!!!


آنقدر حواس پرت میشم ک بطری آبم


را در کتابخانه ام میگذارم.....


و کتابهایم را درون یخچال!!!!


مدام چشمانم ب عقربه های


ساعت دیواریم.........


تیک......تاک........


برای هر ثانیه اش بدون تو


برایم سالها میرود .............


چشم میدوزم ب گوشی...


شاید....برای یک لحظه


لحظه هایی ک هزاربار زندگیت میکنم


ب یاد آوری قلبی برای بودنت


صدهزاربار در ثانیه میتپد


مخاطب خاص من!!!!!!!!!!









♥ یکشنبه 1392/06/24 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥
تورا دوست دارم....


تورا برای امروزم دوستدارم....


برای امروزی ک با بودنت غم هایم را


فراری دادی....


تورا برای زندگی ام دوستدارم....


زندگی ک با آمدنت رنگ دگر گرفت!!!!


تورا برای خودم دوستدارم....


خودی ک باعث شدی از لاک تنهاییش بیرون آید!!!


تورا برای خدایم دوستدارم....


خدایی ک مرا لایقت دانست!!!


تورا برای وجودت دوستدارم...


وجودی ک لایق دوستداشتن است!!!


تورا برای چشمان آسمانیت دوست دارم....


چشمانی ک نگاه کردن ب آنها آسمانیم میکند!!!


تورا برای هر ثانیه دوستدارم...


ثانیه هایی ک تکرارت میکنند...


تو را برای این بودنت دوستدارم....


بمان تا دوستداشتنم ابدی باشد مخاطب خاص من!!!!



♥ سه شنبه 1392/06/19 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥
درد دارم فقط گوش کن...



هیییییس !!!


گوش کن...


چشم ب راهش ماندم ماه ها ...هفته ها


روزها....ساعت ها!!!!!


چ سخت میگذشت روزهای شوم من!!!


پراز تکرار غمهایم... پراز دردهایم...


شنیده ام میگویند بعضی هارا باید


درجوب  شست....


تا لجن ها هم خوشحال شوند کثیفتر


از آنها هم هست!!!!


تورا هم باید در جوب شست؟؟؟؟


برای کدام خصلتت نامت را انسان


میگذاری؟؟؟؟



انسان بودن از نظر تو چیست؟؟؟


دوپا بودنت؟؟


میمون هم ب روی 2پایش میماند!!!!!


تکلمت؟؟؟


طوطی هم سخن میگوید!!!


غریزه ات؟؟؟


با حیوانات دیگر مشترک هستی!!!


اما وفایت!!!!!


نه حتی سگ از تو با وفاتراست!!!!!


اسب از تو نجیبتر است!!!!


بس است کشیدن نام مرد ب دنبال خودت!!!


مرد...؟؟؟؟


هه...


چقدر یک انسان میتواند پست باشد؟؟؟


متنفرم از نامت....


چهره ات....


وجود بی وجودت....


ازتمام ذراتی ک ب تو ختم شود....


واز هوایی ک نفسهای آلوده ات در آن


متراکم است!!!!





 


 




♥ دوشنبه 1392/06/18 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥

گوش کن و جواب بده.....


مگر قول ندادی  کنارم باشی؟؟؟


دوستم داشته  باشی؟؟


من ب تو دروغ بگویم!!!


محال است مخاطب خاص من...محال......


چقدر امروز دلم را شکستی!!!


بدون دلیل...چرا؟؟؟؟


باتومن فارغ از هر غمی بودم....


زندگیم شیرین بود.....


تلخیه عشق قبلی دلم را چون زهر کرده بود....


تو مرا بهشت کردی!!!!


نکردی؟؟؟؟


پس چرا اجازه میدهی بشکنم؟؟؟


امروز چندین بارآه کشیدم ....


ترس همه وجودم را گرفته....


از این پس دیگر میترسم از تو مخاطب خاص من!!!!



♥ یکشنبه 1392/06/17 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥

ماه ها بود با خنده غریبه بودم....


تمام زندگیم لبریز از غم شکست!!!


دلم نمیلرزید....


خنده هرکسی غصه دارم میکرد...


کنایه نبودنش...


له شدم...


خیانت...


قصه زندگیم بود...


و سکوت تنها سلاحم بود...


و شبهایی ک تا اذان صبح ....


باغم دست رفاقت میدادم...



اشکهایی ک برای نیامدن اجازه میخواستند...


ماه ها مرور میکردم یک دنیا فریب را...


دروغ را...


حسرت هایم  را میشمردم...


و در آخر شرمنده دلم بودم....


باختم!!!!



تا تو اومدی!!!


درس موقعی ک عهد بستم دل نبندم...


دل بشکنم....عاشق نشم!!!


چ حکمتی داشت آمدنت؟؟


آن هم بین این همه دردهایم!!!


منکه دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم!!!


چرا ناگاه پیمان شکنی کردم؟؟؟


خوب بودی... خوبم کردی!!!


روی هر زخمی ک بر بدنم گذاشتند مرهم شدی!!


عاشقم کردی...


عهد شکستم....عاشقت شدم!!!


توهم اشکم را دراوردی اما ....


از سر ذوق!!!!


میترسم ...



تورا ثبت میکنم بین حرفایم ...خلوتگاهم...


میخوانند تورا...


دوستداشتنم را...


واگر بروی؟؟؟؟


چ میکشم من!!!!


برایت نامی میگذارم...



در این لحظه های زندگیم با آمدنت لایق


چنین نامی هستی....


تو هدیه خدایی برایم!!!


آری درست شنیده ای....


هدیه خدای  من...


من عاشقت میمانم.....





♥ جمعه 1392/06/15 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥

درد هایم....


چه چیز کم داشتم برایت؟؟؟


عشق نورزیدم؟؟؟


زیبایی نداشتم؟؟؟


متین نبودم؟؟؟


زمانی ک آمدی فرشته ای بودم برایت....یادت نیست!!!


همان دختری ک دلیل گریه ها یت بود!!!


دلیل بیداریهایت تا صبح!!!


چ زود یادت رفت عاشقی هایت!!!


از کدام زخمی ک در دلم  گذاشتی برایت بگویم؟؟؟ 


میدانی چ کردی با زندگیم؟؟؟


روزی هزاربار به هربهانه ای میشکنم....


اشکهایم را نگو ک غیر قابل کنترل شده اند!!!


خسته شده ام...


ب خدایی ک خالق جفتمان است قسم ....


تا آخرین لحظه ی زندگی ام خیانتت چون فیلمی


در ذهنم تکرار میشود.....


نمیدانم با کدام وجدان ب زندگیت ادامه میدهی......









♥ سه شنبه 1392/06/12 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥
مدتیست محکومم ...


 به چه ؟؟؟


نمیدانم!!!


دیگر نازخریدن هم آرامم نمیکند!!!


دیدن عمق عشق کسی خوشحالم


 نمیکند!!


زخم خورده ام از صداقتم!!!!


نخند ب حالم....


افکارم درد میکند....



♥ یکشنبه 1392/06/10 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥
آهای مخاطب خاص!


شکستم...


غروم را....


تنم را...


وباز تکرار میشود...


اینبار تو آمدی!!!!


آری تو مخاطب خاص...


تو چه چیزی را میخواهی ازمن بگیری؟؟؟؟


بدان...


بفهم...


عمق معصومیت نگاهم را


هنگامی ک در نگاهت گره میخورد...


سنگینی صدایم را


وقتی صدایت ب گوش میرسد....


غریب است حالم...


عجیب است رفتارم...


تو چ میگذاری نامش را؟؟؟؟


مخاطب خاص من!!!!

♥ یکشنبه 1392/06/10 ♥ بـ ه قـلمـ negar ♥


طراح : صـ♥ـدفــ